پ ن: اینم صفحه آهنگ با صدای زیبای بیژن مفید https://soundcloud.com/sepidedam-4/na-dige-in-vase-ma-del-nemishe#play هر چه بیشتر فکر میکنم بیشتر سیگار دلم میخوااااااااااااااااااااااد كاش ميشد گوشه ايى نوشت : خدايا خسته ام فردابيدارم نكن. چقدر این دوست داشتنهای بی دلیل خوب است… درست مثل همین باران…که بی
سوال …
باران می بارد ! به حرمت کداممان ؟! نمی دانم !
همین اندازه می دانم که صدای پای خداست !
شاید دلی در این حوالی گفته باشد دوستت دارم !
شیطونه میگه برم بگم این کارت دستتون باشه تولد حضرت زینب روز دختر خدمتتون میرسم کارتم رو میگیرم. ........... زن برادرم امسال قراره مامان بشه،یه دخمر خوشمل یعنی من عمه میشم یعنی فحش خورم ملسه،به عمه فحش ندیم به کی فحش بدیم ارواح عممون :) ........ قراره یه همایش تو شهرمون بذارم از یکی از دکترهای معروف روانشناسی هم دعوت کردیم یعنی الان کاملا درک میکنم که ظاهر قضیه چه خبره و چه به به و چه چه هست و باطن چه پولایی میخوان و چقدر بدقول و بداخلاق و...... هستن
از تمام دنیا یک صبح سرد یک چای داغ و یک صبح بخیر تو برایم کافی ست
شغل جدیدم خیلی از نظر کلاس کاری بالاتر و بهتره ولی خب تقریبا خالی از هیجان خدا رو شکر از کارم و زندگیم راضیم صبح 7:30 سرکار بعداظهر 6 برمیگردم خونه پر از خستگی ولی از این تکرار فعلا راضیم من خیلی وقته عاشق هیچ چیز نیستم.... دقیق یادم نیست ابتدائی بودم یا راهنمائی ولی تو اوج تخیلاتم بودم که تلویزیون فیلم در قلب منی رو با بازی لعیا زنگنه و پارسا پیروز فر پخش کرد،اینقدر عشق و عاشقیشون برام قشنگ بود که تا ساعت ها تو تخیلات بودم،تمام زندگیمو تا آخر عمر با جنتلمنم رویایی تصور میکردم..... قشنگ ترین رویاهای زندگیم وقتی این هفته بعد از 13 سال دوباره در قلب منی و شبکه آی فیلم گذاشت بازم برگشتم به گذشته به فکرهام به آینده ای که تصور میکردم،فقط ایندفعه با بغض یا شایدم خنده تلخ چقدر زندگی با رویاهامون فرق داره هیچ وقت تو زندگی نمی تونی عشق واقعی رو تصور کنی اینا همش واسه قصه هاست چقدر دنیای واقعی تلخه ینی من تا الان فکر میکردم نه عشق می خواهد، دلم برای یک نفر تنگ است.... شهامت می خواهد دوست داشتنِ کسی که شاید هیچ وقت هیچ زمان سهم تو نخواهد شد...!! آري، آغاز دوست داشتن است گر چه پايان راه ناپيداست من به پايان دگر نينديشم كه همين دوست داشتن زيباست فروغ فرخزاد کاش می تونستم همچین آدمی باشم :| این روزها اینقدر با حافظ رفیق شده ام که خیلی برام مهم نبود شب یلدا چی میخواد بهم بگه وقتی چند روز پیش کسی برام فال گرفت و با صدای آرومش برام خوند که حافظ گفته کارم از دنیا گذشته و باید دست به دامان قرعان بشم تا آروم بشم فقط لبخند زدم که اوه چه شود نیت سال های قبلم کاملا مشخص بود و دوست های صمیمیم می دونستن،نیت پارسالم مجبورانه عجیب تغییر کرد و امسال.................. از این تکرار مسخره روزها خسته ام از این بغض خسته ام از اینکه نمی تونم حرفمو بهت بگم خسته ام از اینکه خودت دلیل ناراحتی و بغضمی ولی مجبورم آسمون و به ریسمون ببافم که نفهمی خسته ام از اینکه آدم دوم زندگیتم خسته ام از این حسادت خسته ام از اینکه اگه بودن و نبودنم برات فرقی نداشته باشه خسته ام از این فیلم بازی کردنا خسته ام از این بازی با کلمات خسته ام از اینکه اینقدر راحت از کنار ناراحتیام میگذری خسته ام از این سانسور کردن خودم خسته ام کاش 21 دسامبر واقعی بود و دنیا تموم میشد دیگه حوصله این زندگی پوچ و ندارم باید از اینجا کوچ کنم فقط دلم نیامد خاطراتمو از بین ببرم واسه همین اینجا رو میذارم بمونه و یه جا دیگه می نویسم. تو قطار مشهد-اراک برای نماز صبح(تف تو ریا) از قطار پیاده شدم چنان آنفلانزائی گرفتم که 3 روزه داغون افتادم چنان بدن دردی دارم که فقط دلم به حال این معتادا میسوزه که اون بیچاره ها چطوری ترک میکنن با این بدن درد هیچ وقت معتاد نشید که ترک کردنش خیلی سخته
نه دیگه این واسه ما دل نمیشه
نه دیگه این واسه ما دل نمیشه
هر چی من بهش نصیحت می کنم
که بابا آدم عاقل آخه عاشق نمی شه
میگه یا اسم آدم دل نمی شه
یا اگه شد دیگه عاقل نمی شه
بهش میگم جون دلم این همه دل توی دنیا
چرا یک کدوم مثل دل خراب و صاحب مرده ی من
پا پی خیال باطل نمی شه
چرا از این همه دل
یک کدوم مثل تو دیوونه ی زنجیری نیست
یک کدوم صبح تا غروب تو کوچه ول نمی شه
میگه یک دل مگه از فولاده
میگه یک دل مگه از فولاده
که تو این دور و زمونه چشش و هم بذاره
هیچ چیزی نبینه یا اگه چیزی دید
خم به ابروش نیاره
میگه هر صید که می شه قلب باشه
میگه هر صید که می شه قلب باشه
اما هر چی قلب شد دل نمی شه
نه دیگه نه دیگه
نه دیگه این واسه ما دل نمی شه
نه دیگه این واسه ما دل نمی شه
نه دیگه این واسه ما دل نمی شه
نه دیگه این واسه ما دل نمی شه
نه دیگه این واسه ما دل نمی شه
فقط می بارد…آرام …شمرده شمرده…فقط می بارد…
چقدر این دوست داشتن های
بی دلیل خوب است
ﻭ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻏﺮﺑﺖ ﺗـﻠﺦ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺍﺟﺒﺎﺭ ﺑﻪ ﭘﺎﯾﻢ ﺑﺴﺘﻨﺪ...
ﻣﯽ ﮔﺮﯾﺰﻡ ﺍﺯ ﺷﺐ...
ﻣﯽ ﮔﺮﯾﺰﻡ ﺍﺯ ﻋﺸﻖ...
ﻭ ﺗﻮ ﺍﯼ ﭘﺎﮎ ﺗﺮﯾﻦ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﻫﺎ...
ﻫﻤﻪ ﺟﺎ ﺩﺭ پی تو می ﮔﺮﺩﻡ...!!!
این دخترایی که تو رانندگی روسری شون میفته واسه خوشتیپی دوباره سرشون نمیکنن نگو نمیتونن فرمون رو ول کنن .
نه ادعاهای بزرگ،
نه بزرگ های پر ادعا....!
دلم
یک فنجان قهوه داغ می خواهد
و یک دوست،
که بشود با او حرف زد
و
بعد
"پشیمان" نشد ...!
نه میدانم نامش چیست...
و نه میدانم چه می کند...
حتی خبری از رنگ چشم هایش هم ندارم....
رنگ موهایش را نمی دانم...
لبخندش را ...
فقط میدانم که باید باشد و نیست
رنگهای چراغ راهنما............
جدول ضرب..............
دیگر در راه هیچ مدرسه ای گم نمیشوم
اما گاهی میان آدمها گم میشوم
آدم ها را بلد نیستم !!
| Design By : Night Melody |

